تبليغاتX
دینی

یکی از سوالهای اساسی این است که برای رسیدن به خداوند چند راه وجود دارد؟

در جواب میگوییم فقط یک راه ( یعنی صراط) وجود دارد و  آن هم راه دین است؛«اهدنا الصراط المستقیم».

در قرآن حدود40 بار کلمه صراط آمد و در همه موارد به صورت مفرد آمد.

و به اعتقاد ما مسلمانان  کامل ترین دین ،«دین اسلام» است؛«ان الدین عند الله السلام»

 و راه دین هم اقامه صلاة و ایتای زکات و نیکی به پدر و مادر وخدمت کردن به مردم و کمک کردن به فقراء و مستضعفان و اخلاق نیکو و اسراف نکردن و ...

سوال دیگری که در اینجا مطرح می شود این است که پس چرا می گویند راه های رسیدن به خدا زیاد است و به عدد نفس خلایق می باشد؟

سبیل غیر از صراط است . ما گفتیم «صراط»یکی است ولی نگفتیم «سبیل» یکی است؛در قرآن صراط مفرد آمد اما سبیل هم به صورت مفرد آمده وهم به صورت جمع هم آمد؛ « و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» )و كسانى كه در راه ما جهاد كنند، ما بسوى سبيل هاى خود هدايتشان مى كنيم(.

وخداي متعال در كلام مجيدش مكرر نام صراط و سبيل را برده ، و آنها را صراط و سبيل هاى خود خوانده ، با اين تفاوت كه بجز يك صراط مستقيم بخود نسبت نداده ، ولى سبيل هاى چندى را بخود نسبت داده ، پس معلوم مى شود: ميان خدا و بندگان چند سبيل و يك صراط مستقيم بر قرار است ، از اينجا معلوم ميشود كه سبيل غير از صراط مستقيم است ، و سبيل متعدد است ، و باختلاف احوال رهروان راه عبادت مختلف ميشود، بخلاف صراط مستقيم ، كه يكى است؛مثلا یکی بر سبیل عرفان به خدا میرسد و یکی بر سبیل فلسفه و یکی بر سبیل تقوا ویکی بر سبیل شهادت«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله...» اما همه این گروه ها باید زیر نظر دین باشد وگرنه ارزشی ندارد
صراط  با هر يك از سبيل ها متحد است.به عبارتی تمام سبیل ها زیر مجموعه صراط اند البته سبیل های باطل زیر مجموعه صراط باطل اند و سبیل های حق زیر مجموعه صراط مستقم اند به عبارتی عمل باطل نتیجه افکار باطل است و عمل حق نتیجه افکار مستقیم است وميتوان گفت صراط نسبت به سبيل ها، مثل روح است نسبت به بدن ،همانطور كه بدن يك انسان در زندگيش اطوار مختلفى دارد، و در هر يك از آن احوال و اطوار غير آن انسان در طور ديگر است ، مثلا انسان در حال جنين غير همان انسان در حال طفوليت ، و بلوغ ، و جوانى ، و كهولت و سالخوردگى  است ، ولى در عين حال روح او همان روح است ، و در همه آن اطوار يكى است ، و با بدن او همه جا متحد است .
پس تنها راه، راه دین است.وگفتیم منظور از دین،دین اسلام است.

راه دین چیست؟

راه دین ، راه عبودیت خداوند است ؛ «انّ اعبدونی هذا صراط مستقيم».

عبودیت فقط به معنای نماز خواندن و روزه گرفتن نیست؛بلکه عبودیت در این آیه به معنای مصدری آن یعنی « بندگی کردن » است،وبندگی کردن خداوند به این است که فرمان او را اطاعت کنیم«اطیعوا الله»

سوال: فرمان خداوند به چه چیزی تعلق می گیرد؟

جواب: فرمان خدا فقط نماز خواندن نیست؛بلکه فرمان خداوند به کاری تعلق میگیرد که مهمترین کار باشد؛مثلا  الان آخر وقت نماز است و من نمازم را نخواندم و در همین حال کسی در حال غرق شدن است عبودیت خداوند به این است که نماز را رهاه کنم وجان آن شخص را نجات دهم زیرا نجات جان مومن مهمتر از نماز خواندن من است چون  نماز را میتوان در وقت قضا انجام داد ولی برای نجات جان مومن وقت تنگ بود.

 

(توجه داشته باشید که مقایسه بدی انجام ندهید.روزی یکی از دوستانم روزه اش را خورد،به او گفتم : چرا روزه خود را خوردی؟ گفت برای اینکه امروز مسابقه فوتبال  دارم و اگر روزه را نخورم نمی توانم خوب بازی کنم

در جواب بهش گفتم ،تو فقط چند تا کف و سوت و چند تا بارک ا... بدست آوردی اما حساب نکردی که چه چیزی را از دست دادی؟ تو باید مقایسه کنی بین آنچه که به دست می آوری و بین آنچه که از دست می دهی و به سنجی کدام ارزش بیشتر است آیا ارزش برد فوتبال بیشتر از فرمان خداوند است؟ ... )

یکی از چیزهایی دیگر که فرمان خداوند به آن تعلق گرفته اطاعت رسول است«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول»پس راه انبيا هم صراط مستقیم است. «انّك لَمِن المرسلين على صراطٍ مستقيم».

خداوند در قرآن غیر صراط  خود را صراط شیطان میداند  : «ان لا تعبدوا الشيطان انه لكم عدو مبين ، و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم ، و لقد اضل منكم جبلا كثيرا »

یعنی : شيطان را نپرستيد، كه دشمن آشكار شما است ، بلكه مرا بپرستيد، كه اين است صراط مستقيم ، در حاليكه او جمع كثيرى از شما را گمراه كرده

پس ما دو راه داریم (و هدیناهم نجدین)یکی راه الهی (وانسانی) و دیگری راه شیطانی و در آینده ان شاء الله  از این دو موضوع بحث می کنیم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 15:53  توسط سید محمد مهدی میری  |